تبليغاتX
پاک ترین عشق برای تو

شاید امروز شاید فرداا شاید هم دیروز  عروسی بهترین تنها ترینمم بود کسی که قول داده بود برای من بشه ولی خوب نشد نمیدونم کی درکم میکنه کی نه ولی خیلی سخته برامم امروز که دارم مطلب رو اینجا میزارمم قلبم درد میکنه نمیدونمم شاید الان داره اماده میشه که کنار کسی که اونو از من گرفت قرار بگیرهه نمیدونمم ولی خوب ..........

+ نوشته شده در یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 15:16 توسط بهتـــــــــــــــــــرین |

جالبه به بین کی اومده داره به من میگه چند ثانیه تحمل نکردی بگم خدانگهدار

یادش رفته توی بد ترین روز های زندگیمم  تنهام گذاشت رفت  خدایا تو چقدر بزرگی

 

خدایا  فقط  دوست دارم همین

+ نوشته شده در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت 23:57 توسط بهتـــــــــــــــــــرین |

ســـــــــــلام

پشت تلفن که چند ثانیه تحمل

نکردی خداحافظی کنم

اینجا خدانگهدار

+ نوشته شده در جمعه 28 فروردین1388ساعت 23:46 توسط بهتـــــــــــــــــــرین |

وای روزه سه شنبه بهترین روز من بعد چندیم ماه رقم خورد من در چنین روز توانستم بهترین وتنها ترین کسم را که خیلی هم دلم براش تنگ شده بود را ببینم

ودوباره با گرفتن دستهاشم جان ونفس دوباره ببرای تلاش به رسیدش بگیرم نمیدانم چگونه باید حالم رابیان کنم....

 که واقعا انشگتانم توانای نوشتن چنین شکوه وزیبای را ندارند.

 من عاشق کسی شدم وکسی را دوست دارم که با تمام وجود مرام دوست دارد و این همان خشبختی برای من است واین تنها اروزی من بوده که با ان رسیده ام.

با خدم احدکردم که ارزو نکنم وبجایی ارزوی های بزرگ وکوچکی از خدا داشتم اورا از خدا بخواهم...

 نمیدانم تمامی اروزو های من بزرگی این اروزی میشود وخدا به این معامله پای میگذاردیا نه...؟

 ولی خدای که من به اون تکیه دادم وا اورا میپرستم هیچ گاه به سود خود فکر نمیکنم ...

شاید هم سود خدای  من خشحال کردنه بنده خیش باشد وحتما در این معامله به این فکر میکنم چگونه مرا خشحال کند ومن از خدا اورا میخوام ومیخواهم با او به مقصد معراج برم چون دامن او تنها مکان پاک زندگیه من بوده است میخوام با اون بندگیم را تکمیل کنم با اون شروع کنم وبا او بمیرم.

 دوست دارم وقتی از این دنیا میرم بوسه ی او به من ارامش بدهد حضور اوم قوت قلبم باشد ...

خدای بزرگ ومهربان من توکل بر خوده تو که بجز خیر بنده خیش به چیزه دیگری فکر نمیکنی...

>>>دوستت دارم<<<

خدانگهدار تا دیداری دوباره با او

+ نوشته شده در پنجشنبه 26 دی1387ساعت 1:18 توسط بهتـــــــــــــــــــرین |

ا

 اینم زهرا که همسایه ما هست در داروخانه وهر روزمیاد داروخانه که با هم بیسگویت شیر بخوریم

وای که این شیرین دختر خشگله

 

زهرا

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 دی1387ساعت 20:43 توسط بهتـــــــــــــــــــرین |

بهمن قربانی

بهمن قربانی

نازنین خوشگل خدم درضمن این نازنین خشگل تنها دختر قربانی هست .وای که چقدر دلم براش تنگ شده ...

نازنین خوشگل خدم

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 دی1387ساعت 14:17 توسط بهتـــــــــــــــــــرین |

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است ( دکتر علی شریعتی)

Vaghti kabootari shoroo be moasherat ba kalaghha mikonad parhayash sefid mimanad vali ghalbash siyah mishavad. Doost dashtane kasi ke layeghe doost dashtan nist esrafe mohabat ast

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند ( دکتر علی شریعتی )

Delhaye bozorg va ehsashaye boland , eshgh haye ziba va porshokooh miafarinand

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است ( دکتر علی شریعتی )

Ama che ranjist lezatha ra tanha bordan va che zesht ast zibayiha ra tanha didan va che badbakhti azar dahande e ast tanha khoshbakht boodan! dar behesht tanha boodan sakhtar az kavir ast

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است (دکتر علی شریعتی)

Aknoon to ba marg rafte e va man inja tanha be in omid dam mizanam ke ba har nafas gami be to nazdiktar mishavam.in zendegi man ast

♥ ♥ ♥ ♥ ♥

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دکتر علی شریعتی)

Vaghti khastam zendegi konam,raham ra bastand.vaghti khastam setayesh konam,goftand khorafat ast. vaghti khastam ashegh shavam goftand doroogh ast. vaghti khastam geristan,goftand doroogh ast. vaghti khastam khandidan , goftand divane ast. donya ra negeh darid mikhaham piyade shavam.

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی)‌

agar ghader nisti khod ra bala bebari hamanande sib bash ta ba oftadanat andishe e ra bala bebari

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد (دکتر علی شریعتی)

Be ۳ chiz tekye nakon , ghoroor , doroogh va eshgh. adam ba gharoor mitazad , ba doroogh

+ نوشته شده در شنبه 14 دی1387ساعت 22:17 توسط بهتـــــــــــــــــــرین |

وای باران ! باران!
شيشه پنجره را باران شست.
از دل من اما.......... چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
تو بهاری؟
نه.
بهاران از توست.
هوس باغ و بهارانم نيست
ای بهين باغ و بهارانم تو!
باز کن پنجره را
تو اگر باز کنی پنجره را-
من نشان خواهم داد
به تو زيبايی را...............
باز کن پنجره را
من تو را خواهم برد
به عروسی عروسکهای
کودک خواهر خويش
که در آن مجلس جشن
صحبتی نيست ز دارايی داماد و عروس
صحبت از کودکی و سادگی است
چهره ای نيست عبوس.
در دلم آرزوی آمدنت ميميرد
رفته ای اينک اما آيا
باز برميگردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چه تمنای محال

+ نوشته شده در دوشنبه 25 آذر1387ساعت 23:9 توسط بهتـــــــــــــــــــرین |

از  بچگی عادت به نوشتن داشتم ....حرفهای که تو گلوم می موند رو می نوشتم یا هر چی که

 می خواستم به این و اون بگم..مخصوصا" به بابام که می ترسیدم یه چیزایی رو بگم...

هرچند هیچوقت نمی فهمید ولی خودم آروم میشدم..... وای که چقد نامه واسه خدا

نوشتم....یه بار خل شدم همشو پاره کردم..حیف شد ..زورم به خدا می رسید ...

از هرجا کم می اوردم گله و شکایت و........هرچی که بلد بودم بهش می گفتم .

کلا" ادمی هستم که هر چی که داشتم از قدیما رو نگه داشتم.. حتی یه تیکه کاغذ

 از دوستم که واسم یه خط نوشته ...یه عالمه دفترچه دارم که توش پر یادگاریه

 از لحظه های خودم ودوستان و آشنایان...

این کارو الان هم میکنم...عاشق نامه نوشتنم...یه وقتایی از ایمیل بازی ها خسته میشم..

و به بعضی ها نامه می دم البته بستگی به طرف داره..

اینا رو گفتم تا یه شعری که یکی از دوستام تو دفترچم واسم نوشته که به نظرمن خیلی

 زیباست و توش پر حرفه رو واستون بنویسم..

این شعر توسط بهار روز سوم مهر 86 نوشته شده...

بهار جان به یاد اون روزهای خوب ....و شبهای که تا سپیده باهم حرف میزدیم

و درد دل میکردیم...واقعا" یاد باد آن روزگاران....

 

"" زندگی دفتری از خاطره هاست...

یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک

یک نفر همدم خوشبختی هاست ...

یک نفر همسفر سختی هاست...

چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد..

ما همه همسفریم...........................

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 13:54 توسط بهتـــــــــــــــــــرین |

باران عشق بازی خدا

+ نوشته شده در یکشنبه 5 آبان1387ساعت 22:51 توسط بهتـــــــــــــــــــرین |