تبليغاتX
پاک ترین عشق برای تو

وای باران ! باران!
شيشه پنجره را باران شست.
از دل من اما.......... چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
تو بهاری؟
نه.
بهاران از توست.
هوس باغ و بهارانم نيست
ای بهين باغ و بهارانم تو!
باز کن پنجره را
تو اگر باز کنی پنجره را-
من نشان خواهم داد
به تو زيبايی را...............
باز کن پنجره را
من تو را خواهم برد
به عروسی عروسکهای
کودک خواهر خويش
که در آن مجلس جشن
صحبتی نيست ز دارايی داماد و عروس
صحبت از کودکی و سادگی است
چهره ای نيست عبوس.
در دلم آرزوی آمدنت ميميرد
رفته ای اينک اما آيا
باز برميگردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چه تمنای محال

+ نوشته شده در دوشنبه 25 آذر1387ساعت 23:9 توسط بهتـــــــــــــــــــرین |

از  بچگی عادت به نوشتن داشتم ....حرفهای که تو گلوم می موند رو می نوشتم یا هر چی که

 می خواستم به این و اون بگم..مخصوصا" به بابام که می ترسیدم یه چیزایی رو بگم...

هرچند هیچوقت نمی فهمید ولی خودم آروم میشدم..... وای که چقد نامه واسه خدا

نوشتم....یه بار خل شدم همشو پاره کردم..حیف شد ..زورم به خدا می رسید ...

از هرجا کم می اوردم گله و شکایت و........هرچی که بلد بودم بهش می گفتم .

کلا" ادمی هستم که هر چی که داشتم از قدیما رو نگه داشتم.. حتی یه تیکه کاغذ

 از دوستم که واسم یه خط نوشته ...یه عالمه دفترچه دارم که توش پر یادگاریه

 از لحظه های خودم ودوستان و آشنایان...

این کارو الان هم میکنم...عاشق نامه نوشتنم...یه وقتایی از ایمیل بازی ها خسته میشم..

و به بعضی ها نامه می دم البته بستگی به طرف داره..

اینا رو گفتم تا یه شعری که یکی از دوستام تو دفترچم واسم نوشته که به نظرمن خیلی

 زیباست و توش پر حرفه رو واستون بنویسم..

این شعر توسط بهار روز سوم مهر 86 نوشته شده...

بهار جان به یاد اون روزهای خوب ....و شبهای که تا سپیده باهم حرف میزدیم

و درد دل میکردیم...واقعا" یاد باد آن روزگاران....

 

"" زندگی دفتری از خاطره هاست...

یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک

یک نفر همدم خوشبختی هاست ...

یک نفر همسفر سختی هاست...

چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد..

ما همه همسفریم...........................

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 13:54 توسط بهتـــــــــــــــــــرین |