شماها جایی من بودید چیکار میکردید
چیکار می کردید اگر عاشق یه نفر میشدید اون یک نفر خیلی به شما اهمیت نمیداد
چیکار می کردید وقتی تو چشماش نگاه میکردید با تمام وجود اما اون فقط میخندید به شما دو دلش
ولی اصلا من باید چیکار کار کنمم
وقتی عاشق یکی شدم که خیلی براش مهم نیستم یا هستم ونمیدونمم
انقدر مشکلات هست که برای رسیدن به اون وقتی فکر میکنم سردرد میگیرمم
منی که در جایی خیلی بزرگ برای خودم صاحب نظر هستم در این مورد هیچ کاری نمی تونم انجام بدمم
خدا خدش به من رحم کنه واین مشکل برام حل کنه
تا چند وقت دیگه میرم سربازی یعنی۱۹/۹/۸۸
واونجا دیگه اصلا کاری نمیتونم بکنم یعنی شاید قبل از رفتنم عروس شدن این عشقم به بینم
وای خدایا میشه یه روز بیام اینجا الان که انقدر ناراحت تو اون زمان با تمام وجود با کلی خشحالی بگم
من به عشقمم رسیدم
ولی ممکنه این کار بشه با وجود این همه مشکلل با وجود این مشکلات
با وجود اینکه عشق من سر دوراهی مونده
اینکه با من باشه
یا با ....
من چیکار کنمم خدایا